ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1217
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
نداشته باشد نظم وى ناقص و پست خواهد بود و هيچ وسيلهاى بهتر از محفوظات فراوان بشعر رونق نمىبخشد و بر شيرينى آن نمىافزايد از اين رو كسى كه محفوظاتش اندك و ناچيز باشد يا هيچ محفوظات نداشته باشد اثر طبع وى را نميتوان شعر ناميد ، بلكه بايد سرودههاى وى را نظمى پست خواند و كسى كه محفوظاتى ندارد شايستهتر آن است كه از شعر سرودن پرهيز كند . آنگاه پس از پر كردن و « آراستن » دماغ از محفوظات و تشحيذ قريحه به منظور نمونه و سرمشق قرار دادن محفوظات منتخب ، بايد بنظم سخن روى آورند و هر چه بيشتر شعر بسرايند ملكهء آن استوارتر و راسختر مىشود . و چه بسا كه گفته شود شرط ديگر شاعرى فراموش كردن آن محفوظات است تا نشانههاى رسوم حرفى ظاهر آن ( از ذهن وى ) محو گردد ، زيرا تا هنگامى كه رسوم مزبور در ذهن وى وجود داشته باشد هنگام شعر سرودن به عين همان الفاظ را به كار ميبرد ( و از خود نمىتواند ابتكار كند و نشانههاى مزبور مانع انديشيدن او ميشوند ) . ليكن اگر آنها را فراموش كند در حالى كه نفس بدانها سازشپذير شده باشد ، اسلوب محفوظات قبلى در ذهن وى نقش مىبندد و بمنزلهء نورد بافنده براى او نمونه و سرمشقى مىشود كه ناگزير از كلمات ديگرى نظير آنها يارى ميجويد و به همان سبك شعر ميسرايد آنگاه شرط شاعرى خلوت گزيدن و تنهائى و زيبائى منظرهء جايگاهى است كه در آن شعر ميسرايند از قبيل اينكه براى لذت چشم كنار جويبارها و بوستانهاى پرگل و ريحان را برگزينند و همچنين براى تابناك شدن قريحه بايد گوش را به شنيدنيهاى شادى بخش و لذت افزا بهرهمند سازند تا حواس فراهم آيد و قريحه برانگيخته شود و بنشاط درآيد . گذشته از همهء اينها شاعر بايد هنگام شعر سرودن در حال نشاط و آرامش خاطر باشد و در موقع خستگى و ناراحتى نسرايد چه هنگام آسايش و استراحت